ميرزا علي شبستري، ملقب به معجز ــ در 1252 شمسي در قصبه شبستر واقع در شمال شرق تبريز به دنيا آمد. پدر او حاج آقا يكي از تجار معروف آذربايجان بود. در دوران كودكي، معجز در يك مكتب خانه به تحصيل علوم به سبك قديمي پرداخت. در اوان جواني معجز به جهت تماس با مسافران ايراني كه از كشورهاي عثماني و روسيه به ايران برميگشتند و از طريق روزنامه هاي مختلف ايراني كه در آن زمان توسط ايرانيان در داخل و خارج كشور منتشر ميشد با عقايد مشروطه خواهي و مترقي آشنايي پيدا كرد. وقتي معجز شانزده ساله بود پدرش فوت كرد. روحيه پرتلاطم و عطش او به تحصيل دانش و تجربه باعث شد كه شاعر بلافاصله اموال پدري را رها كرده و راهي استانبول شود. در آنجا معجز به برادرانش كه مشغول كار بودند پيوست و در ضمن كار به مطالعه و تحصيل پرداخت در آغاز قرن بيستم معجز به يك شاعر زبردست مترقي رشد كرده و در بين اهل قلم و شعر به عنوان يك شاعر آذربايجاني مورد شناسايي قرار گرفته بود

بعد از نزديك به پانزده سال اقامت در تركيه عثماني، معجز براي آشنايي با اوضاع سياسي روسيه تزاري سفري به ايلات قفقاز كرده و از نزديك شاهد جريانات تاريخ ساز انقلابي سالهاي 1904 و 1905 در روسيه شد
معجز بالاخره بعد از سي سال اقامت در خارج به ميهن خود بازگشت و بلافاصله در شبستر رحل اقامت افكند. بعد از آن معجز در ميان توده هاي دهقاني زندگي كرده و براي آنها و به زبان آنها شعر گفت. شعر او در عين حال كه هنرمندانه است، ساده و توده اي نيز هست. معجز در اعتلاي آگاهي توده هاي دهقاني آذربايجان نسبت به جور و ستم استثمارگران محلي و زمين داران بزرگ نقش بزرگي بازي كرد ميرزاعلي به دو علت مورد نفرت طبقات حاكمه و رژيم رضاشاه بود. يكي به علت اين كه او مثل ديگر شاعران هم عصرش (چون عشقي، فرخي، عارف قزويني) شاعري ضد استبدادي و قويا ضدشاهي بود. علت ديگر اين بود كه معجز، برخلاف شاعران معروف آذربايجاني كه به فارسي شعر ميسرودند، به زبان تركي شعر ميسرود. خود معجز به اين امر كه رژيم نهايت سعي خود را به كار ميبرد تا او را ناشناخته و گمنام نگهدارد آگاهي كامل داشت. به طوري كه در يكي از اشعارش به صراحت، اين چنين ميگويد:

 ديليم توركي، سؤزوم ساده٬ اؤزوم صهبايه ديلداده
منيم تك شاعيرين البت اولار كاساد بازاري
ترجمه:
زبانم تركي، حرفم ساده، خودم دلداده صهبا
شاعري چون من البته كه بازارش كساد خواهد بود

 او در آثار خويش عليه تعصب، جهالت، عقب گرايي و تاريك انديشي و تبعيض عليه زنان شديدا موضع ميگيرد. خواهان تجدد در تعليم و تربيت و مسائل فرهنگي است. سواد خواندن و نوشتن بويژه براي زنان و دختران آذربايجان اهميت خاصي قائل است. او در شعرش ميهن دوستي و ملت پرستي را از موضع آزادگي و استقلال طلبي تبليغ ميكند. در شعر معروفش «وطن» شاعر تألمات و احساسات خود را از اين كه كشور در زير نفوذ نيروهاي خارجي «پريشان» حال شده و در آنجا «نخل» ها به «زردي» گراييده اند، را به گونه ي ماهرانه اي در قالب فولكوريك بيان ميكند. درضمن اين شعر معجز نيز، مثل اكثرا شعارش تاثير كلمات شيوا و شيرين زبان فارسي را در اشعار او نشان ميدهد. در جاي ديگر معجز در ستايش از ميهن ميگويد:
چون سئوه ر قلب سني، ديده سني٬ جان سني
سئومه ييم من نئجه ائي سرو-ى خورامان سنى؟
گول بدن، زولف سمن، غونچا دهن، شيرين لب
اؤپمه سين٬ اييله مه سين، نئيله سين، اينسان سنى؟
و ئرمه رم موفت سني٬ ائي وطن اغيار الينه

ترجمه فارسي:
دل من، ديده ي من، روح من عاشق توست
اي سرو خرامان، من چگونه ميتوانم ترا دوست نداشته باشم
گل بدني، زلف سمني، غنچه دهني، شيرين لبي
اگر آدم نبوسد، نبويد ترا چه كند
من هرگز ترا به بيگانگان نميدهم وطن!

 ميرزاعلي معجز تا آخرين سالهاي عمر در شبستر زندگي كرد. در سال 1312 (1933) به شهر شاهرود رفته و در سال 1314(1935) در سن شصت سالگي درگذشت. اشعار اين شاعر در زمان حيات او هيچوقت از طرف هيچ چاپخانه اي به جهت سياست هاي ضدخلقي رژيم شاه چاپ نشد. در دوره حكومت يك ساله دموكراتها در آذربايجان براي اولين بار اشعار معجز به صورت كليات در دو جلد در سال 1324(1945) به مناسبت دهمين سالگرد درگذشت شاعر چاپ شد. در همان سال دولت دموكرات آذربايجان، خانه معجز را در شبستر پس از تعمير مختصر به «موزه فرهنگ آذربايجاني» تبديل كرد. كليات اين شاعر بعدها در سالهاي 1327 و 1333 در باكو نيز به چاپ رسيد. در اين زمان معجز به عنوان يك شاعر ترك مورد شناسايي قرار گرفته و منقدين ادبي و مورخين ادبيات آذربايجان شناخت نسبي از محيط سياسي و زندگي اين شاعر به دست آورده بودند. بعد از كودتاي ضدخلقي بيست و هشت مرداد 1332، چاپ اشعار ميرزا علي معجز نيز مثل آثار ديگر هنرمندان مترقي مورد يورش و تاراج رژيم محمدرضا شاه قرار گرفت. عليرغم خفقان حاكم و سياستهاي ترك زدايي، مردم هيچوقت معجز را از ياد نبردند و اشعار او را حفظ ميكردند و اشعار او چون به طرز مخفيانه خوانده ميشد، تدريجا صورت فولكلور به خود گرفت.

منبع mocuz-turkce.blogspot